در حال حاضر
در حال حاضر
من مامان بودن علاقه نیست.
در حال حاضر
من پسر من علاقه
در حال حاضر
من می خواهم برای خوردن یک کاسه بزرگ بستنی، اما نیستم، چرا که من احساسی سازمان ملل متحد خوار.
در حال حاضر
من به چیزهای زیادی عصبانی و من هیچ نظری ندارم که من می توانم فرار است که درک خواهد کرد. شماره شما را حتی.
در حال حاضر
من خیلی عصبانی هستم که رحم احمقانه من راه آن قرار است کار نمی کند چون شاید یک یا دو کودک را در آغوش من در حال حاضر و من خودم را در موقعیت بودن مامان به دو پسر بسیار آسیب دیده قرار داده است.
در حال حاضر
من می توانم این کار را انجام نمی کنه.
در حال حاضر
من مخفی در اتاق پدرم را به تنهایی. تنها اینجا در مینه سوتا. هیچ کس در عرض 240 مایل که هر ایده چگونه به من کمک کند.
در حال حاضر
من خوشحالم که آن را خارج از آفتابی که به دلیل این است که پسر من خواهد بود تا زمانی که آنها می توانند به من راه من سزاوار صحبت کنید، اما من خوبه که مایل بودند باران به طوری که آنها انگیزه بیشتری خواهد بود.
در حال حاضر
من وحشت در 8 سال آینده و بدونم که آیا من از این قدرت برای انجام این کار هر روز. هر روز. من نمی توانم فکر می کنم از هر روز.
در حال حاضر
من تلاش برای دعا به خدا در مورد آنچه که هک می توانید با این کودکان او به من داده است، اما من نمی دانم چگونه به او بشنوم در حال حاضر است.
در حال حاضر
من می خواهم برای قفل کردن درها و را خاموش به شهر. اما من نمی خواهد.
نه، من ترحم را نمی خواهم. بله. من می خواهم نماز. نه، من نمی خواهم که: "من به شما گفته هم" و یا "آیا مطمئن هستید که شما می توانید این اداره کند؟" و یا "این واقعا عاقلانه است؟" نه من که لازم نیست.
بله. من نمی خواهم من هم اونجا بودم. "بله، من می خواهم" خدا به شما قدرت می دهد. "و" چگونه می توانم کمک کنم؟ "
در حال حاضر، در کیسه مشت گیب مفید خواهد بود. یا کسی که با گوش های قوی است که نمی خواهد خونریزی.
نعمت! (روز های بهتر از این.)
هانا
1 ساعت بعد
در حال حاضر
من احساس آرامش.
کاسه بستنی خوردم و خوب بود.
گیب آرام است. عذرخواهی کرده است. خوردن اسپاگتی است.
ارمیا آرام است. و نه من او را آرام در هر زمان قبل از پنجشنبه شمارش.
من فقط چرخ بخت در اتاق من به دست آورد.
من صحبت کردن به کریستین. ما در حال مقایسه و روز sucky ما.
4 ساعت بعد
کریستین و من به مدت 2 ساعت حرف زدند. من که سخت در یک مدت طولانی گریه. عزادار چیزهای بسیاری از. متوجه من تنها نیست.
جوانترین من در تمام هزینه های اجتناب کرد، اما به پایان رسید تا به مقابله با او به هیچ وجه پس از او از پنجره .... دوباره شروع به پریدن کرد.
من آن را از دست داده است. نمی خواست. در مقابل او. نباید داشته باشد، احتمالا، اما در حال حاضر من نمی بینم که چگونه از آن اجتناب شده است.
در هر صورت او را درک کمی بهتر است، و یا او فقط وانمود و راه اندازی طرح بعدی خود را.
در حال حاضر من احساس وحشتناک برای احساس که در مورد پسر من است.
اما او به من نشان می دهد جایی که او کلید ها را مخفی کردند ... که به گمان او کلید خانه بودند، اما واقعا نمی شد.
اب زیر کاه.
اما در حال حاضر من فقط خوشحالم که می دانم که کسی تحسین تا حد زیادی از طریق این احساسات بیش از حد. جان سالم به در برد.
جان سالم به در برده است.
و گیب عذرخواهی دوباره این چیز خوبی است. چیز شگفت انگیز.
من می خواهم Hubby. حتی بدتر از blankie عزیزم.
آه! نیاسین! در مجموع برداشت برخی از فردا تا.









































































3 نظر
متاسفم شما را بشنود و پسران از داشتن یک زمان خشن ارسال تعداد زیادی از نماز راه خود را در خانواده است.
هانا، هانا، هانا ... من می دانم که می دانید خدا شما را با این کودکان پر برکت اگر او فکر نمی کنم شما می توانید آن را انجام دهد. بله، همه ما مبارزه است. من چند بار با همه چیز که بر روی بیش از در حالی که یک مادر تلاش شده است. این طبیعی است. ما همه بشر است. بار ما قصد داریم به احساس ما نمی توانیم به وجود دارد. من شخصا فکر می کنم شما برای گرفتن این کودکان را به سلاح های دوست داشتنی خود را شگفت انگیز است. تو مادر فوق العاده!
آنها تلاش برای بدست آوردن شما با داشتن نوزاد هنوز حق؟ این همه میخوام کار کردن! خدا یک برنامه واقعا فوق العاده را برای شما و با زمان بندی بی نقص است. قلب خود را بر روی عیسی مسیح تمرکز می کنند و شما کل جهان خواهد شد مراقبت از.
حتی اگر آن دو پسر ناراحت هستند، آنها هنوز هم تو را دوست دارم. فقط جایی که آنها می خواهم بدون تو فکر می کنم! یک چیز بزرگ است. من می دانم که شما می توانید آن را هانا انجام دهد.
PS اگر کسی می گوید من به تو گفتم "من نمی خواهد گوش دادن به آنها، زیرا آنها ایمان به شما تا به حال هرگز که شما می توانید آن را برای شروع! شما می توانید آن را انجام دهد!
هانا، احساس سرخوردگی خود را. این است که جوانترین پسر شماست می تواند واقعا دشوار است. قطع در آن وجود دارد. تابستان به نظر می رسد زمان خشن تری برای او. من هرگز چیزی رخنه، اما این چیزی است که او می کند. آیا آن را نه تنها راحت تر را برای او به درخواست؟ فقط در انتظار چیزی را کلیک کنید که می گوید "چرا این صبر کنم و از آنها بخواهید به جای پریدن از پنجره ام". ما اغلب از او فکر می کنم و چگونه او در حال انجام است. او در مورد سختی است. من مقدار زیادی نماز را برای هر دوی شما می گویند. خوشحالم از قدیمی ترین است نه کاملا به عنوان یک مشت بسیار.
پاسخ