5

جریان فکر

قلب من احساس متلاطم است. آنچه در جریان است. نگران باشید. ترس است. احساس نه به اندازه کافی مادر عاقلانه خوب است.

همه چیز خیلی سخت است، و من به داشتن چنین زمان سخت و نه از بین بردن خودم را با هر بیت از گناه زمانی که من را اندازه گیری نمی کامل. من هستم بنابراین نگران است که کسی به من پیدا کردن. که برخی از سازمان است، نشان می دهد تا در آستان من و بگو که من آن را قطع و پسران من دور است.

DOC گیب تصویب امروز. ماهواره! یک گام نزدیک تر.

هیچ چیز در ارمیا است.

که هم خسته کننده است. چه اتفاقی خواهد افتاد؟ اگر روز گیب می آید اولین بار چگونه خواهد بود Miah اداره کند که؟ بیشتر شکنجه است. بیشتر اوقات تلخی. Ick.

بد Ick.

با این حال دعا.

من نیاز به آرامش قلبی است.

چند ساعت بعد ...

حال یک بحث خوب با ارمیا. او با استفاده از شانه هایم به گریه کردن. او احساس صدمه دیده است، و او تصمیم گرفت برای آمدن به من. احساس خوبی است. احساس حق. نگه داشتن او را در دامان من همیشه حس خوبیه.

نمی دانم چه چیزی را باید با گیب انجام دهد. من می توانم او را روی زانوی من را نگه ندارد، و یا به جای من انجام این کار احساس ناراحت کننده است. گاهی اوقات تحقق است که او کاملا 9 سال جوان تر از من نیست بر من شستشو. این هیچ تاثیری بر قدرت من است، آن را فقط ساده تر برای من مادر مهربان با Miah، پسر کوچک من است. گیب احساس، قطع ارتباط، من می دانم که او می کند. او شیپور، اتصال، و من هیچ نظری ندارم که چگونه به آن تشویق می کند.

نمی تونم باور کنم او می شود 17 این هفته است.

من تقریبا دقیقا همان سن و سال او ... زمانی که من ازدواج کرده است. Freaky.

من هم به سختی تطبیق واقعیت با واقعیت است که 12 سال پسرم در بدن 17 ساله. انجام می دهد. نیست. محاسبه.

من عاشق گیب. من به او اختصاص داده شده است. من فقط نمی دانم چگونه با او ارتباط برقرار است. من نمی دانم چگونه به او را دوست دارم.

ایده ها؟

نعمت!

هانا

دیدگاهتان را بنویسید: | 5 نظر تا کنون (که تعداد زیادی) | برچسب ها: ، ، ،