از طریق هول و پیتزا
آن روز چند بسیار دشوار بوده است.
ارمیا شده است tantruming در سطوح خشم من را دیده اند، هرگز قبل از. و این همه در من است. خشم و viciousness او، به خصوص با کلمات او، واقعا مرا شوکه شده است.
من خدا را شکر که ما نانسی توماس دی وی دی در ابتدای ماه آمد، چون آنها واقعا کمک کرده است. بدون آنها، من فکر می کنم من می خواهم که احساس کاملا ناتوان است.
من باید بگویم که من نسبتا خوب است. من از دست دادن خلق و خوی من، انجام داد، نه از نظر جسمی از دست دادن کنترل، در حضور ذهن باقی ماندند، با او صحبت آرام با عشق به همان اندازه و صداقت است که می تواند جمع اوری است.
چهارشنبه، خشم، در بازی پنهان و به دنبال، در خارج و در، که منجر به خوش تیپ، اما ساده و بی تکلف، نظامی و دولت در خانه ما به دادن Miah جدی صحبت کردن بیش از حد .... که کاری نکرد. خشم ادامه داد: بیش از یک ساعت پس از را ترک کرد. Miah در نهایت آرام، اما تنظیم هرگز. حتی در بستر زمان او هنوز هم انجام شد بهترین خود را به من نشان می دهد که او شاهد بود که او را بی احترامی به من تا زمانی که او خوشحال است. او در این تلاش موفق نبوده است.
دیروز، من خسته شده بود. من فقط بدست چند ساعت خواب در شب قبل و صبح با دو تا از بهترین دوستان من و آنهایی که کمی با ارزش خود را صرف مورد نیاز است. من آن را خیلی بد آنها را در قلب من صحبت کرد، و من سمت چپ احساس کامل.
خوب بود، چون به زودی من خالی باشد دوباره.
خشم آغاز شده حدود 4، پس از (# 3) تصویب کارگر ما آمد و. ظاهرا او به اندازه کافی از توجه خود را می کنید و تصمیم گرفت که تقصیر من بود.
او حدود یک ساعت، که به نظر می رسد یک الگوی آرام است، اما واقعا هرگز تنظیم شده است. حق با او شروع به بالا در اسرع وقت او دستور او اهمیتی نمی دهند. او می خواهم به اندازه کافی از مادر بود.
پس از 2 ساعت بیشتر از مواج من نیاز به کمک و Hubby در راه خانه خود را از شهر بود. من به نام یک دوست است که با Miah کار می کرد قبل از، و خوشبختانه فقط چند دقیقه به دور است. آمد و آویزان می در حالی که من مقداری آب و mindlessly بازی بازی اعتیاد من در حالی که دعا برای عقل ... و Hubby به زودی به خانه.
او.
او مرا نجات داد.
از او Miah بدون شک که این نوع از بی احترامی از مادر را تحمل نخواهد گفت.
او برای من در راه است که من می توانم خودم را انجام نمی ایستاد. و این همه تفاوت ... به من. خواهیم دید که چه اتفاقی می افتد با Miah امروز است. Hubby می خواهد او را به خشم امروز، فقط به آن را امتحان کنید وقتی بابا به اطراف است. شک دارم این اتفاق خواهد افتاد.
در حال حاضر، سوال من زیادی "چرا Miah انجام این کار؟" سوال بسیار عالی است. ما آن را خراب را به درصد در شب گذشته، و آن می رود چیزی شبیه به این:
-10٪ از تلاش برای اثبات این که بابا و مامان او را دوست دارم بدون توجه به آنچه. یا به جای تلاش برای ثابت کند که ما می رویم به رها کردن بر روی او.
-90٪ را به ما پرداخت زمانی که ارمیا نمی آنچه او می خواهد، چرا که او می خواهد به انجام آنچه او می خواهد انجام دهد. اینها حرف های او است.
که همه ما می دانیم.
امروز یک روز جدید است.
و من فقط یک تماس از گلفروش. Hubby ارسال گل من. ![]()
نعمت!
هانا

























































