0

ارمیا را دوست دارد به صعود است.

دیروز، او رفت بیش از همه.

در سراسر خانه درخت است.

نوشته ها

نوشته ها

بازگشت به aortas.

نوشته ها

پایین aortas.

نوشته ها

و همه بیش از ....

نوشته ها

بیش از همه ...

نوشته ها

سگ بزرگ قرمز است.

نوشته ها

دیدگاهتان را بنویسید: | بدون نظر | برچسب ها:

0

اپل شهر دور ... روز 2

بنابراین بسیاری از لحظات لذت امروز.

بسیاری از لذت لحظات امروز.

در هر دو پسر به هوش آمد، بد خلق است. گیب است که با داشتن یک زمان بسیار سخت به دست گرفتن مسئولیت اقدامات خود را ... هر عملیات .... و ما شاهد تعداد زیادی از رگرسیون در حال حاضر است. او عمل می کند 12 بیشتر و بیشتر به تازگی، خوب است که زمانی که فرزند خود را حدودا 17 است. دوستانی که دارای یک پسر است که در مورد سن گیب که نیز به تصویب رسید، اما او تا به برخی از تأخیر رشد، بنابراین او واقعا مانند یک سال 12 عمل می کند. این مورد با گیب است. گیب به طور کامل قادر به عمل 16، و او بیشتر از زمان است. به نظر می رسد او را به رشد کرده تا گزینه های بسیار کمی، و اخیرا، متأسفانه. متاسفانه به خاطر انتخاب بزرگسالان با عواقب بالغ می آیند که یک سال 16 قادر است از دست زدن به. زندگی هیچ چیز تغییر عنوان هنوز. عنوان. از. نشده است. ما در حال دعا در آن یکی.

Anywho majorly پرت شدن.

بنابراین هر دو گروه پسران با grouchies ها آغاز شده است، اما من به آنها گفتم من به یک روز بزرگ با آنها تعیین می شد، و بنابراین ما در نقل مکان کرد. من تا به حال برای اطمینان خاطر مجدد به ارمیا چند بار که اگر او احساس اضطراب و ترس، که او تا به حال اجازه دهید من می دانم که بود و من همه چیز را من می توانم برای کمک به او را آرام و امن تر احساس می کنید انجام دهید. من استفاده از خط قوی شنوایی من بیشتر و بیشتر در مورد، "من اینجام" کمک کرد. او به من گفت این کار را کرد.

ما به جرأت موزه محلی کودکان، که عالی بود!! ما با هم به مدت سه ساعت خوب بازی کرد، بعد از ما در بر داشت پارکینگ، که ماجراجویی در خود بود. بسیاری از نمایشگاه های سرد وجود دارد، اگر شما آنها را که می توانید تماس بگیرید. مورد علاقه من نمایشگاه قورباغه بود. قورباغه ها از سراسر جهان وجود دارد. مورد علاقه های شما این مخلوقات سرد، Vietnemese قورباغه باتلاقی . یک چالش برای پیدا کردن تمام 9 که پنهان شده در این نمایشگاه وجود دارد، و ما بسیار هیجان زده شدند و هنگامی که ما نمیفهمد که سه مخفی در گوشه تک وجود دارد.

یکی دیگر از نمایشگاه سرد، جرثقیل الکترومغناطیسی است که شما می توانید انتخاب کنید تا تیله فولاد و رها کردن آنها را به funnels و لوله ها و استفاده بود. من شگفت زده بود که پسر با آن را بازی دیگر، اما مغز ADHD فوق العاده خود را در حال حاضر به چیزی که بعد از خاموش.

چیزی که مورد علاقه گیب، سری از آهنگ های که شما می توانید توپ گلف را ارسال کنید و سعی کنید آنها را به اهداف خاص زمین بود. او واقعا به آن را کردم و شروع به آزمایش با متغیرهای مختلف از جمله ارتفاع، سرعت و چند توپ در یک زمان استفاده می شود. ارمیا مجبور به نشستن را که در حالی که کمی به دلیل برخی تایید نشده سرگردان، اما او از آن لذت بردم.

نمایشگاه های مورد علاقه ارمیا بازی شیر یا خط بین دستگاه توپ و خانه درخت است. دستگاه توپ مجموعه ای از لوله مکش و funnels که شما می توانید توپ را از طریق ارسال کنید و سعی کنید آنها را به مقصد خاص بود. بن بالا که جمع آوری توپ وجود دارد، و زمانی که چراغ قرمز را دیدم که همه توپ بر روی سر شخص ایستاده در زیر روگرفت. او در زیر آن ایستاده را دوست داشت و اجازه دادن توپ بر او قرار می گیرند. خانه درخت، یک سری از شبکه های باری و سیستم عامل است که به بیش از دو طبقه موزه بود. او گفت که این امر می تواند واقعا به چیزی شبیه به آن را در خانه خود. من قبول می کنم. :)

پس از یک بعد از ظهر دیوانه از دیوانگی خرید، از جمله برخی از موفقیت فوق العاده مسلمان و اولین سفر ارمیا به اسباب بازی R ما، ما با Hubby شام بود و برگشتم به هتل. بچه ها می خواستند که به شنا، و از نگرش بهبود یافته بود، من بیش از خوشحالم که ملزم بود. من نیاز به برخی از هر زمان وان آب داغ، به ویژه پس از یک روز طولانی از راه رفتن و بالا رفتن است.

یکی از قطعات مورد علاقه من از روز کشتی با گیب و ارمیا بیش از دو توپ استخر. گیب در تلاش بود به شدت به توپ دوم، و آن را در زمان که ارمیا و من او را می تواند جمع اوری است. دو بچه در حالی که ما کشتی، در تلاش بود به خواندن آمد، و من در مورد چگونگی خوشحالیم خواهد بود زمانی که ما فکر، اما من اهمیتی نمی دهند، من به داشتن تفریح ​​با دوستام. ارمیا و من در نهایت برنده از جنگ و با موفقیت به دست آمده هر دو توپ. این یک پیروزی فوق العاده بود. پسر اوه پسر، پاها گیب قوی هستند. من به او یادآور شد که او در روی زمین هیچ شانسی، که من وزن تقریبا دو برابر آنچه او می کند. آب definitley مشغول به کار بود به نفع خود است. Anywho، جالب بود.

آنها خواب. فردا خواهد بود یکی دیگر از ماجراجویی، امیدوارم بدون grouchies.

نعمت!

هانا

دیدگاهتان را بنویسید: | هنوز نظری نوشته نشده | برچسب ها: ، ،