توسط هانا RAE در Feb 26، 2010 در زندگی سمج در خانه
آن روز چند بسیار دشوار بوده است.
ارمیا شده است tantruming در سطوح خشم من را دیده اند، هرگز قبل از. و این همه در من است. خشم و viciousness او، به خصوص با کلمات او، واقعا مرا شوکه شده است.
من خدا را شکر که ما نانسی توماس دی وی دی در ابتدای ماه آمد، چون آنها واقعا کمک کرده است. بدون آنها، من فکر می کنم من می خواهم که احساس کاملا ناتوان است.
من باید بگویم که من نسبتا خوب است. من از دست دادن خلق و خوی من، انجام داد، نه از نظر جسمی از دست دادن کنترل، در حضور ذهن باقی ماندند، با او صحبت آرام با عشق به همان اندازه و صداقت است که می تواند جمع اوری است.
چهارشنبه، خشم، در بازی پنهان و به دنبال، در خارج و در، که منجر به خوش تیپ، اما ساده و بی تکلف، نظامی و دولت در خانه ما به دادن Miah جدی صحبت کردن بیش از حد .... که کاری نکرد. خشم ادامه داد: بیش از یک ساعت پس از را ترک کرد. Miah در نهایت آرام، اما تنظیم هرگز. حتی در بستر زمان او هنوز هم انجام شد بهترین خود را به من نشان می دهد که او شاهد بود که او را بی احترامی به من تا زمانی که او خوشحال است. او در این تلاش موفق نبوده است.
دیروز، من خسته شده بود. من فقط بدست چند ساعت خواب در شب قبل و صبح با دو تا از بهترین دوستان من و آنهایی که کمی با ارزش خود را صرف مورد نیاز است. من آن را خیلی بد آنها را در قلب من صحبت کرد، و من سمت چپ احساس کامل.
خوب بود، چون به زودی من خالی باشد دوباره.
خشم آغاز شده حدود 4، پس از (# 3) تصویب کارگر ما آمد و. ظاهرا او به اندازه کافی از توجه خود را می کنید و تصمیم گرفت که تقصیر من بود.
او حدود یک ساعت، که به نظر می رسد یک الگوی آرام است، اما واقعا هرگز تنظیم شده است. حق با او شروع به بالا در اسرع وقت او دستور او اهمیتی نمی دهند. او می خواهم به اندازه کافی از مادر بود.
پس از 2 ساعت بیشتر از مواج من نیاز به کمک و Hubby در راه خانه خود را از شهر بود. من به نام یک دوست است که با Miah کار می کرد قبل از، و خوشبختانه فقط چند دقیقه به دور است. آمد و آویزان می در حالی که من مقداری آب و mindlessly بازی بازی اعتیاد من در حالی که دعا برای عقل ... و Hubby به زودی به خانه.
او.
او مرا نجات داد.
از او Miah بدون شک که این نوع از بی احترامی از مادر را تحمل نخواهد گفت.
او برای من در راه است که من می توانم خودم را انجام نمی ایستاد. و این همه تفاوت ... به من. خواهیم دید که چه اتفاقی می افتد با Miah امروز است. Hubby می خواهد او را به خشم امروز، فقط به آن را امتحان کنید وقتی بابا به اطراف است. شک دارم این اتفاق خواهد افتاد.
در حال حاضر، سوال من زیادی "چرا Miah انجام این کار؟" سوال بسیار عالی است. ما آن را خراب را به درصد در شب گذشته، و آن می رود چیزی شبیه به این:
-10٪ از تلاش برای اثبات این که بابا و مامان او را دوست دارم بدون توجه به آنچه. یا به جای تلاش برای ثابت کند که ما می رویم به رها کردن بر روی او.
-90٪ را به ما پرداخت زمانی که ارمیا نمی آنچه او می خواهد، چرا که او می خواهد به انجام آنچه او می خواهد انجام دهد. اینها حرف های او است.
که همه ما می دانیم.
امروز یک روز جدید است.
و من فقط یک تماس از گلفروش. Hubby ارسال گل من. 
نعمت!
هانا
دیدگاهتان را بنویسید: | | برچسب ها: چالش های رفتار ، پدر و مادر ، RAD ، مسائل سخت
توسط هانا RAE در Feb 22، 2010 در زندگی سمج در خانه
من به مامان.
من چگونه برای مدیریت موثر خانواده ما، همه چیز روز انجام، و خانه ما یک خانه.
من آن را دوست دارم.
من چگونه به گسترش افق دید من در پخت و پز، و شکستن عادات قدیمی برای کمک به خانواده ما سالم و موفق باشد.
من آن را دوست دارم.
من چگونه می شود شنونده بهتر است، چگونه برای رسیدن به قلب همسر من است، و چگونه به حمایت از او، بنابراین او می تواند ما را و منجر موفق باشد.
من آن را دوست دارم.
من چگونه یک شفا دهنده. دست خدا و کلمات شفا پسران زخمی من. من چگونه خودم را ببخش وقتی که من واقعا از آن پیچ، و آنچه را آموخته ام و به کار گیری بهتر دفعه بعد، چون یک دفعه بعدی همیشه وجود دارد.
من آن را دوست دارم.
طول می کشد تا شجاعت، و صبر، و خرد و دانش، و صبر و عقل، و شجاعت است.
و عشق است.
و من چگونه بود مامان.
ارسال نظر | | برچسب ها: ازدواج ، فرزند داری ، ماجراجویی SAHM
توسط هانا RAE در Feb 17، 2010 در زندگی سمج در خانه
ارمیا را دوست دارد به صعود است.
دیروز، او رفت بیش از همه.
در سراسر خانه درخت است.
بازگشت به aortas.
پایین aortas.
و همه بیش از ....
بیش از همه ...
سگ بزرگ قرمز است.
دیدگاهتان را بنویسید: | | برچسب ها: سرگرم کننده خانواده
توسط هانا RAE در Feb 17، 2010 در زندگی سمج در خانه
بنابراین بسیاری از لحظات لذت امروز.
بسیاری از لذت لحظات امروز.
در هر دو پسر به هوش آمد، بد خلق است. گیب است که با داشتن یک زمان بسیار سخت به دست گرفتن مسئولیت اقدامات خود را ... هر عملیات .... و ما شاهد تعداد زیادی از رگرسیون در حال حاضر است. او عمل می کند 12 بیشتر و بیشتر به تازگی، خوب است که زمانی که فرزند خود را حدودا 17 است. دوستانی که دارای یک پسر است که در مورد سن گیب که نیز به تصویب رسید، اما او تا به برخی از تأخیر رشد، بنابراین او واقعا مانند یک سال 12 عمل می کند. این مورد با گیب است. گیب به طور کامل قادر به عمل 16، و او بیشتر از زمان است. به نظر می رسد او را به رشد کرده تا گزینه های بسیار کمی، و اخیرا، متأسفانه. متاسفانه به خاطر انتخاب بزرگسالان با عواقب بالغ می آیند که یک سال 16 قادر است از دست زدن به. زندگی هیچ چیز تغییر عنوان هنوز. عنوان. از. نشده است. ما در حال دعا در آن یکی.
Anywho majorly پرت شدن.
بنابراین هر دو گروه پسران با grouchies ها آغاز شده است، اما من به آنها گفتم من به یک روز بزرگ با آنها تعیین می شد، و بنابراین ما در نقل مکان کرد. من تا به حال برای اطمینان خاطر مجدد به ارمیا چند بار که اگر او احساس اضطراب و ترس، که او تا به حال اجازه دهید من می دانم که بود و من همه چیز را من می توانم برای کمک به او را آرام و امن تر احساس می کنید انجام دهید. من استفاده از خط قوی شنوایی من بیشتر و بیشتر در مورد، "من اینجام" کمک کرد. او به من گفت این کار را کرد.
ما به جرأت موزه محلی کودکان، که عالی بود!! ما با هم به مدت سه ساعت خوب بازی کرد، بعد از ما در بر داشت پارکینگ، که ماجراجویی در خود بود. بسیاری از نمایشگاه های سرد وجود دارد، اگر شما آنها را که می توانید تماس بگیرید. مورد علاقه من نمایشگاه قورباغه بود. قورباغه ها از سراسر جهان وجود دارد. مورد علاقه های شما این مخلوقات سرد، Vietnemese قورباغه باتلاقی . یک چالش برای پیدا کردن تمام 9 که پنهان شده در این نمایشگاه وجود دارد، و ما بسیار هیجان زده شدند و هنگامی که ما نمیفهمد که سه مخفی در گوشه تک وجود دارد.
یکی دیگر از نمایشگاه سرد، جرثقیل الکترومغناطیسی است که شما می توانید انتخاب کنید تا تیله فولاد و رها کردن آنها را به funnels و لوله ها و استفاده بود. من شگفت زده بود که پسر با آن را بازی دیگر، اما مغز ADHD فوق العاده خود را در حال حاضر به چیزی که بعد از خاموش.
چیزی که مورد علاقه گیب، سری از آهنگ های که شما می توانید توپ گلف را ارسال کنید و سعی کنید آنها را به اهداف خاص زمین بود. او واقعا به آن را کردم و شروع به آزمایش با متغیرهای مختلف از جمله ارتفاع، سرعت و چند توپ در یک زمان استفاده می شود. ارمیا مجبور به نشستن را که در حالی که کمی به دلیل برخی تایید نشده سرگردان، اما او از آن لذت بردم.
نمایشگاه های مورد علاقه ارمیا بازی شیر یا خط بین دستگاه توپ و خانه درخت است. دستگاه توپ مجموعه ای از لوله مکش و funnels که شما می توانید توپ را از طریق ارسال کنید و سعی کنید آنها را به مقصد خاص بود. بن بالا که جمع آوری توپ وجود دارد، و زمانی که چراغ قرمز را دیدم که همه توپ بر روی سر شخص ایستاده در زیر روگرفت. او در زیر آن ایستاده را دوست داشت و اجازه دادن توپ بر او قرار می گیرند. خانه درخت، یک سری از شبکه های باری و سیستم عامل است که به بیش از دو طبقه موزه بود. او گفت که این امر می تواند واقعا به چیزی شبیه به آن را در خانه خود. من قبول می کنم. 
پس از یک بعد از ظهر دیوانه از دیوانگی خرید، از جمله برخی از موفقیت فوق العاده مسلمان و اولین سفر ارمیا به اسباب بازی R ما، ما با Hubby شام بود و برگشتم به هتل. بچه ها می خواستند که به شنا، و از نگرش بهبود یافته بود، من بیش از خوشحالم که ملزم بود. من نیاز به برخی از هر زمان وان آب داغ، به ویژه پس از یک روز طولانی از راه رفتن و بالا رفتن است.
یکی از قطعات مورد علاقه من از روز کشتی با گیب و ارمیا بیش از دو توپ استخر. گیب در تلاش بود به شدت به توپ دوم، و آن را در زمان که ارمیا و من او را می تواند جمع اوری است. دو بچه در حالی که ما کشتی، در تلاش بود به خواندن آمد، و من در مورد چگونگی خوشحالیم خواهد بود زمانی که ما فکر، اما من اهمیتی نمی دهند، من به داشتن تفریح با دوستام. ارمیا و من در نهایت برنده از جنگ و با موفقیت به دست آمده هر دو توپ. این یک پیروزی فوق العاده بود. پسر اوه پسر، پاها گیب قوی هستند. من به او یادآور شد که او در روی زمین هیچ شانسی، که من وزن تقریبا دو برابر آنچه او می کند. آب definitley مشغول به کار بود به نفع خود است. Anywho، جالب بود.
آنها خواب. فردا خواهد بود یکی دیگر از ماجراجویی، امیدوارم بدون grouchies.
نعمت!
هانا
دیدگاهتان را بنویسید: | | برچسب ها: چالش های رفتار ، سرگرم کننده خانواده ، پدر و مادر
توسط هانا RAE در Feb 15، 2010 در زندگی سمج در خانه
فرد Hubby سفر زیادی است. را بمکد، اما ما مقابله و خرسند است که او یک شغل. این کار بسیار استرس زا در زمان است، چرا که او بیش از حد خوب است در آنچه که او می شود و برای اعطا ... زیادی گرفته است.
اما من پرت شدن.
بنابراین فرد Hubby سفر زیادی است. خیلی دور نیست. تنها در حدود 3.5 ساعت از حیاط ما، اما به اندازه کافی دور آن را احساس کرده اید و بعد فورا رفت واز دور. بچه ها اواسط زمستان شکستن این هفته، بنابراین ما تصمیم گرفتیم که این امر می تواند فرصت خوبی برای تغییر سرعت و پیوستن hubby در گردش خود را.
بعد از یک شروع کند، صبح امروز، ما را در مقصد خود را در اوایل بعد از ظهر وارد. این هتل که Hubby باقی می ماند، بسیار دوست داشتنی است. من بر خلاف برخی از دوستان وبلاگ نویس از نوع، هتل ها مهم نیست. حداقل آنهایی که پاک زیبا مثل این یکی. ما اقامت در همان اتاق که Hubby به طور معمول باقی می ماند، که فوق العاده خوب است. این اتاق نشیمن و اتاق خواب جداگانه، بنابراین Hubby و من به حریم خصوصی ما، و پسران احساس کمی بیشتر از حالت عادی وجود دارد. فضای ما و آنها.
چیز های مورد علاقه من در مورد این مکان آبزی مرکز خانواده سرگرم کننده است، با نام مستعار، استخر. شما قطعا برای ورود بعد از پسران و خودم لذت داشتن پایین وجود دارد. این یک استخر بزرگ، اسلاید آب، یک وان بزرگ گرم، و یک کودک نو پا سطح بازی با یکی از thingys قارچ کسانی که باران سرد است. بنابراین سرگرم کننده! آخرین بار من آمد این تابستان بود، راشل و گیب و من (ارمیا با ما نبود هنوز) فقط چند ساعت را صرف رفتن به اسلاید آب و بیش از بیش.
Anywho، پسران و من برخی از زمان در بازار بزرگ خوب این بعد از ظهر را صرف. گیب می خواست در کفش، به طوری که ما به برخی از فروشگاه کفش مردان محبوب تر است که همچنین حامل تعداد زیادی از ورزش می پوشند رفت. ارمیا بود من شکستن تا به خاطر او را نگه داشته و گفت: (بسیار بلند) "مامان، همه چیز وایکینگ ها کجاست؟" از درشت، که ما در حال است که کمتر از 20 دقیقه از ورزشگاه رقیب قوس وایکینگ ها را، تا دیوارهای از همه فروشگاه های ورزشی در سبز و طلا پوشانده شد. من در Miah لبخند زد و گفت او باید مراقب باشید و یا او را با شات دریافت. او را متوقف کند. هر فرصتی را که به حال او را (باز هم با حجم با صدای بلند) گنگ بود که آنها چیزهای وایکینگها و چقدر بهتر وایکینگ ها و غیره بود حمل ...
ترول از من (که می دانید، آن دسته از مردم از زیر پل) از یک پسر چگونه فن Vikes شد، من هیچ نظری ندارم. شاید آن را به وجود خود سیمی شد، زیرا خدا می دانست که در نهایت او را تبدیل به بخشی از میراث خانوادگی است که چشمه از Duluth، و در نتیجه فن وایکینگها، اگر چه مورد نیاز نمی باشد، به همراه قطعی است. چه کسی می داند.
Anywho، پسران در حال استراحت است. مسائل مربوط به نگرش جزیی در طول روز بوجود آمده، اما هیچ چیزی خارج از معمول است. ارمیا به خصوص زمان سخت در دست زدن به هیجان و اضطراب را در برخواهد داشت که تمام این شرایط جدید است، اما او آن را می کشد با هم به سرعت بعد از زمان کمی مامان اضافی. گیب کل nother بازی توپ، که من باید به زمان دیگری است. خوشبختانه، Hubby با او بسیار حسی است و می تواند چیزهایی از تماس برای آنچه که در راه است که من از حسود هستند. این عمل من حدس می زنم.
برنامه های Anywho، فردا شامل هزینه های بسیاری از روز در موزه محلی کودکان، که من کاملا در مورد لحاظ روانی امیدوار بشم. آنها سفر نمایشگاه قورباغه در حال حاضر به نظر می رسد که واقعا جالب است. در این نمایشگاه سفر، قورباغه ها. خب، گمان کنم قورباغه سفر بیش از حد، اما شما نقطه. آیا شما؟ Anywho، بعد از موزه کودکان تایر، گیب می خواهد به اتمام برف فروشگاه شبانه روزی است که ما امروز کشف، و من می خواهم به فروشگاه قراضه رزرو ما در بر داشت سرگردان. من هم هیجان زده ارمیا را به ما اسباب بازی R، چون من فکر نمی کنم او تا کنون در یک فروشگاه اسباب بازی های بزرگ قبل از. به علاوه، R بچه ها ما به آن adjoined وجود دارد، و کسانی که همیشه سرگرم کننده برای من برای کشف.
Anywho، امیدوارم من می توانید برخی از عکس تا فردا را دریافت کنید. اما من هنوز هم به شکل از اندازه برخی از مسائل در puter من، پس من فقط عکس آنها را در سطل است.
من دعا برای برخی از نوسازی در حالی که ما اینجا هستیم. خدا می داند که ما به آن نیاز دارند، و من اعتماد او را به ارائه.
نعمت!
هانا
ارسال نظر | | برچسب ها: سرگرم کننده خانواده ، ازدواج ، فرزند پروری
توسط هانا RAE در Feb 10، 2010 در زندگی سمج در خانه
ما به درام به طور منظم برنامه ریزی شده پس از این پیام کوتاه بازگشت.
تابستان است که به زودی.
نه! واقعا! تقریبا اواسط ماه فوریه، که بدان معنی است که ماه مارس، آوریل، می و مه همه که موضع بین من و یک استراحت از مدرسه 3 ماه برای boysies من است.
بنابراین من تلاش از پیش برنامه ریزی برای زمان های اضافی و عدم ساختار است که خواهد شد امدن آماده است.
ارمیا است که به خصوص نگران سه ماه تمام کردن. او از آن متنفر است تا وقتی که 1 روز از مدرسه وجود دارد. در تمام از کارگماری سابق خود، آنها تا به حال طول سال، در-خانه مدرسه، تا او استراحت تابستان هرگز با تجربه قبل از.
ضمیمه .... مامان سعی خود را برای برنامه ریزی در حال حاضر چگونه برای پر کردن زمان با ساختار و یادگیری برای کمک به او و گیب ماندن در مسیر تحصیلات دانشگاهی به عنوان کمک به Miah احساس بیشتر در سهولت با استراحت است.
بنابراین، (بله، که این است که چگونه من شروع پاراگراف این پست) من نیاز به کمک از همه مادر تحصیل من خانه عالی و دوستان پدر خارج وجود دارد به من با ایده های منابع کمک کند.
مناطق موضوع که من فکر می کنم پسرها از بهره مند شوند:
گیب
- جبر 2
- شیمی فیزیک (من برای پیدا کردن آنچه که او برای سال آینده امضا می شود. من نمی توانم به یاد داشته باشید آنچه را که سفارش شده است.)
- انگلیسی 11، به خصوص در فرهنگ لغت تمرکز، نوشتن، خواندن و درک مطلب است. (این بدترین موضوع گیب است، پس از آن نیاز به چیزی است که بسیار جامع است.)
- تاریخ ایالات متحده (او در حال حاضر عدم این کلاس به دلیل .... خوب ... تنبلی، بنابراین من واقعا می خواهید را به چنگ توجه خود را من دوست دارم از طریق درایو تاریخچه دی وی دی است، اما در هیچکدام از دیگر منابع خوب تاریخ کنجکاو خارج وجود دارد.)
ارمیای نبی
- 4 و 5 کلاس ریاضی (او مهارت های ریاضی پایه تسلط هنوز رتبهدهی نشده است، از قبیل شمارش، از اضافه کردن و غیره ... اما ما در حال تلاش برای کمک به او را در نزدیکی سطح درجه کار می کنند نیز هست، بنابراین هر برنامه ای است که دارای انواع سطوح ابتدایی مفید خواهد بود برنامه های کامپیوتری خواهد بود، انگیزه خوبی برای او خوب است.)
- خواندن و فرهنگ لغت (این سخت ترین موضوع Miah است. او در مورد مهد کودک / سطح کلاس اول می خواند، و درک بسیار دشوار است، بنابراین هر گونه کمک در این زمینه سنگ است.)
- علم اکتشاف (ما خواهد بود با انجام بسیاری از مسافرت در تابستان امسال، بنابراین چیزی است که در ترکیب بسیاری از اکتشافات بسیار عالی خواهد بود.)
خوب، این چیزی است که ما نیاز داریم. ما همه جا در تابستان امسال، از شمال MN، به شیکاگو، برای تپه های سیاه و سفید، شاید حتی تگزاس، بنابراین هدف من این است که ترکیب یادگیری هر جا که می رویم. کاهش هزینه مواد بهتر است، اما ما برای مواد با کیفیت پرداخت.
احساس می کنم مثل من باید بیشتر در این مورد در حال حاضر می دانم، اما از هر دو پسران من در مدرسه دولتی در حال حاضر، من انگیزه من را به پژوهش را از دست داده است.
کمک کنید! 
نعمت!
هانا
آه، و من می دانم که اگر شما می خواهید به من ارسال یک پیام طولانی تر و از من به شما ایمیل من شلیک.
دیدگاهتان را بنویسید: | | برچسب ها: آموزش و پرورش در همه جا ، تفاوت در یادگیری ، ماجراجویی SAHM
توسط هانا RAE در Feb 7، 2010 در زندگی سمج در خانه
ما تصمیم گرفتیم که برای درمان خود و دوستان خوبی برای ما به پیتزا امروز.
ما به جای پیتزا مورد علاقه ما رفت و به گرفتن برخی از کمک هزینه تحصیلی هم هیجان زده شد.
بدون رفتن به تمام جزئیات، اجازه دهید فقط بگو آن به پایان رسید بد. ما با صدای بلند یا بی ادب بود، به سادگی یک سوء تفاهم در مورد خاص وجود دارد. هنگامی که ما فقط خوردن پیتزا ما آغاز شده بود، صاحب بیرون آمد به جدول و بسیار بی ادب و پرخاشگر منفعل بود و شروع به پاک کردن جدول ما بسیار سریع که ما هنوز هم نشسته بودند وجود دارد، از جمله نوشیدنی های ما، که ما آن را انجام داده است. وقتی که من او را کنار کشید تا سخن گفتن به او آرامش (شما می دانید، بنابراین شوهرم او را خفه نمی شود) او خودداری کرد به من نگاه می کنی نگه داشته و تلاش به گذشته به من فشار. وحشتناک بود!
ما با چنین احساس غم، چرا که این رستوران های مورد علاقه ما بود. هر زمان که ما در شب تاریخ، که جایی که ما بروید. هر زمان که ما جشن تولد، این که کجا میریم. پیتزا بسیار جذاب است، و بنابراین دیگر entrees. اما مالک SO BILIGERANT بود!
ما بی سر و صدا و بدون ایجاد سر و صدا هر سمت چپ، که بعد از ما پرداخت و ما پیشخدمت ما به طور مستقیم و دست و دلبازی مخفیگاه آنان، چون او را لرزاند و او آنقدر در مورد رفتار مالک احساس. اما آن را با ما در گیر کرده است. چگونه می توانیم رفتار چیز متفاوت؟ من خیلی مستقیم است؟ من فکر نمی کنم چنین است، و من قطعا خشن نیست. در واقع، 16 سال قدیمی من اظهار نظر که او را صاحب بود چقدر عصبانی است شوکه شده بود و او فکر می کند او احساس تهدید چرا که او نمی خواهد با من تماس بگیرید چشم را. حداقل نشان دادن احترام به فرد است. "گیب گفت. 
پس چگونه باید مسیحیان مسئولیت رسیدگی به قولنج مثل این؟ او مالک، مدیر بود، بنابراین من می تواند نامه ای به مالک نوشتن نیست. Hubby می خواهد به تماس و فرصتی برای عذر خواهی قبل از انجام هر چیز دیگری را به او بدهید. من فکر می کنم که یک طرح خوب است، هر چند من فکر نمی کنم او خواهد شد عذرخواهی می کنیم. آیا ما به BBB شکایت کنند؟ آیا ما را به صاحب حق رای نوشت؟ و یا اینکه ما فقط و ببخش و فراموش کرده ام؟
من یکی از این افراد است که هیچ مشکلی در ارسال مواد غذایی آن است که اگر انجام اشتباه، به خصوص از من به برخی از آلرژی که من نیاز به مراقب. من همیشه بسیار لذت بخش است و آنها را برای خدمات خود را، اما من هیچ مشکل درخواست برای کیفیت زمانی که من صرف پول من است. احساس می کنم مثل این مشابه است. ما پرداخت به مشتریان که مقدار زیادی از پول را صرف در سراسر سال که restraunt، و احساس می کنم که احترام این است که دست کم سزاوار است.
مشکل دارم فکر کردن در مکان های که در آن مذاکرات کتاب مقدس در مورد این نوع وضعیت. من می دانم که چه کتاب مقدس می گوید در مورد دست زدن به قولنج بین مسیحیان، اما این متفاوت است.
حکمت؟
نعمت!
هانا
دیدگاهتان را بنویسید: | | برچسب ها: مجموعه ای از هم جدا
توسط هانا RAE در Feb 4، 2010 در زندگی سمج در خانه
اگر من بیمار و منتظر تا امروز صبح به HPT تجویز می شوند.
درست است.
من دوره من امروز صبح.
آه.
درشت کشف این پس از من در زمان آزمون دوم. این نوع از طنز آمیز بود. باردار نشده؟ خوب من حدس می زنم.
من هنوز تهوع. من قادر بوده ام به جمع اوری کردن کره بادام زمینی و ساندویچ موز است.
آه تلخه! من فقط متوجه شدم پپسی رژیم غذایی در فریزر را ترک کرد!
Phew. فقط slushy. همه ما خوب است.
قلب من همه حق است، به لطف نماز و حمایت برخی از دوستان عالی است. برادران و خواهران در مسیح.
آنها به من دوست دارم.
من خوشحالم.
نعمت!
هانا
دیدگاهتان را بنویسید: | | برچسب ها: ناباروری
توسط هانا RAE در Feb 4، 2010 در زندگی سمج در خانه
من در زمان HPT صبح زود.
شماره
خدا هنوز هم انتظار می کشد.
وقتی گفتم Hubby که خدا هنوز منتظر، خوب ....
راحتی من امیدوار بودم.
او تحت فشار زیادی است در حال حاضر، به ویژه در محل کار است. دریافت می کنم. من فقط نمی چگونه ما می توانیم یک کودک، حاملگی به شدت متفاوت مشاهده است.
من اعتماد به پدر آسمانی من تا آنجا که من می توانم با قلب معشوق من.
کلماتی را که بیش از من آمد "به یاد داشته باش، هانا، او را دوست دارد Hubby همان قدر که او تو را دوست دارد. او را دوست دارد، و تنها او را به آنچه که او می تواند اداره کند و شاید کودک بیش از آنچه که قلب خود را می تواند اداره کند در حال حاضر است. "
خدا را دوست دارد شوهر من است. او مرا دوست دارد. او به من آرامش دادی. او به آرامش معشوق من.
این همه من نیاز به دانستن است.
دیدگاهتان را بنویسید: | | برچسب ها: ناباروری ، ازدواج ، مسائل سخت
توسط هانا RAE در Feb 1، 2010 در زندگی سمج در خانه
احساس خیلی خوبی ندارد. Hubby به حال مشکلات معده و به مدت 3 روز بود. من بالا آوردم امروز صبح. شکم من است که معمولا تهوع در صبح است، اما بدتر شد. خوب، به اندازه کافی بد است که من در واقع puked. و پسران نگران پرسیدن اگر من خوب بود نگه داشته شدند. من در نهایت خفه که من واقعا در حال حاضر می تواند به صحبت. آنها تقریبا از دست رفته اتوبوس. من حفظ puking.
من نمی دانم اگر این مشکلات معده، یا دوره من در آن در آینده و یا، شاید، احتمالا، من واقعا باردار است. فکر نگه می دارد که در اطراف سر من در حلقه های عجیب و غریب looptie. من ... من ... فقط آنفولانزا ... اگر من .... چگونه خواهد Hubby بگویم ... می تواند Hubby آن را اداره کند .... چه می شود اگر او انجمن ... چگونه خواهد بود پاسخ من ... من حامله نیست، پس آن را ندارد "ماده .... و غیره ....
من خسته ام. خوشبختانه، Hubby است احساس خوبی به اندازه کافی است که او قادر به سر می برد در حالی که با پسر در حالی که من برای چند ساعت خواب.
پنجشنبه روز 40 است. روز توضیحات به من گفت که من می توانم از تست حاملگی اگر دوره من هنوز نرسیده است.
بنابراین پنجشنبه خواهد بود.
پنج شنبه
نعمت!
هانا
دیدگاهتان را بنویسید: | | برچسب ها: ناباروری ، ازدواج