اولین کریسمس با پسران - چک کردن!
من می توانم اولین کریسمس خود را با پسر باور نمی کنم در حال حاضر بیش از حد. این یکی خوب بود، هر چند. ما مقدار زیادی از خاطرات خوب و فوق العاده با خانواده شگفت انگیز ما بود.
در اینجا چند برجسته:
- شب کریسمس
- ما امروز را با یک صبحانه خوشمزه بیسکویت، ابگوشت آغاز شده، و قشنگ درهم تخم مرغ. جالب! همسر کشیش ما گذشت در یک دسته از دستور العمل های شگفت انگیز خود را به من به عنوان یک حال حاضر فارغ التحصیلی، و او را "مایل بیسکویت بالا" یکی از مورد علاقه ما است. من این دستور غذا را در پایین این پست قرار داده است.
- پس از صبحانه، شمع عیسی مسیح در شمع ظهور ما را روشن و خواندن معابر کریسمس حوا ما. بچه ها واقعا دوست داشت این سنت، که ما معمولا بعد از شام، بنابراین ما باید به شکل یک راه برای نگه داشتن آن رفتن. چیزی که من آن را دوست داشتم معابر مجموعه ای هستند که نسبتا کوتاه و از تمام کتاب مقدس بیش از حد است. من devotionals های بسیاری را که به شکستن چیزهایی است که به خوبی یافت نشد. هر گونه ایده ها؟
- در مرحله بعد، پسر تمیز کردن آشپزخانه در حالی که بزرگترها تمام تمام هدیه در جهت بودند. پسران ظروف در زمان ثبت به پایان رسید.
- در نهایت هم حاضر بود. در خانواده من، ما همیشه هدیه، در شب کریسمس افتتاح شد. من مطمئن هستم که چگونه این سنت آغاز شده، اما من فکر می کنم آن را عملی تر در طبیعت از احساساتی بود. پدرم کشیش است، بنابراین ما همیشه شب کریسمس خدمات، از ما هدیه ما باز، و پس از آن به جا مانده برای صبح کریسمس مادر بزرگ را خیلی زود است.
- در حال حاضر مورد علاقه من از hubby من دوربین فیلمبرداری خود من بود! ماهواره! ویدیو بسیار بیش از چند روز گذشته است ترسناک به گلوله بست. و نگران نباش، من مطمئن خواهند شد که برای به اشتراک گذاشتن مقدار allarming آن در اینجا.

- پسر را دوست داشت تمام هدایای خود را، و واکنش ارمیا hilariously مشتاق بودند. ما در مورد او بودن خدا را شکر نگران بودند، اما که بود قطعا مسئله نیست. راه رفتن، بچه.

- پس از باز کردن هدیه ما به رهبری به خدمات حوا کریسمس در کلیسای دوران کودکی شوهرم. خدمات سنتی زیبا بود. متوجه من چقدر نیاز به آموزش پسران من تا آنجا که تاریخ کلیسا مربوط می شود. من فکر می کنم من ممکن است هدف قرار دادن برخی از دوستان مدرسه در منزل من برای برخی از ایده ها به زودی. در واقع، این جایزه را من به تازگی از به کیمبرلی برنده در بالا بردن زیتون بسیار مفید خواهد بود که در تلاش است.
- پس از خدمات زیبا ما به رهبری را به خانه پدر شخص Hubby. ما موضوعات به طور کامل بیش از حد بسیاری را می خوردند و سپس ارائه و حتی بیشتر با پدر بزرگ K، E عمه، عمو J، و پسر عموی T. سنت آن است که جوان در خانواده از عبور از تمام هدیه است که همه خوب و خوب را باز کرد، اما وجود دارد چند مسائل است. اول، ارمیا با نام خیلی خوب نیست. دوم، ارمیا یک خواننده بسیار خوبی است. این دو در ترکیب منجر به نزدیک به نیم ساعت از hillarity. از پدر Kaleb در تقریبا در حال سقوط کردن صندلی خود را به خنده چون ارمیا می تواند مفهوم که پدر بزرگ بود همچنین کورت و غیره دریافت نمی ... Miah آغاز شده گرفتن antsy کمی به سمت پایان، اما برگزار شد آن را با هم به اندازه کافی بلند به بازی با اسباب بازی جدید خود را به.
- روز کریسمس
- آه، خواب با شکوه. هر دو پسر به اندازه کافی با bioncles جدید خود را که شخص Hubby و من قادر به خواب بدون جوانه زدن از هر دو کودک بودند اشغال شد.
- ارمیا مثل این واقعیت که مادر او را در دروغ گرفتار، کج خلقی طولانی ساعته گرفت نه. من می دانستم که به آن بود. او یک روز خوب بودند و روز قبل از او، نه تنها می تواند آن را هر بیشتر اداره کند. هر چند به خوبی به پایان رسید، به عنوان شخص Hubby یک گفتگوی طولانی با او در مورد چگونگی رفتار با اضطراب خود را.
- ما رهبری را به مادر Hubby برای شام. ماهواره، بوقلمون! ماهواره، پای کدو تنبل واقعی! باز کردن هدیه و حتی بیشتر. MIL من عاشق سبد من او ساخته شده، که من هنوز در مورد ارسال. پسران برخی از ماشین های کنترل از راه دور و به مدت دو ساعت خوب مسابقه آنها را در اطراف زیرزمین مادر بزرگ قبل از رفتن به سورتمه است. Hubby، ریچل، و من رشته های جدید SIL با او را برای چند ساعت بازی. وای، این واقعا یک کار است.
تنها بد شانسی واقعی در مورد چند روز گذشته بود که پدر من، مامان، گام به گام و SIS LIL برف در کولاک بزرگ و قادر به سفر نیست. شکستن قلب بود، اما من خوشحالم که آنها جان خود را در باد MPH 40 خالی از ریسک نیست. آنها در حال رفتن به سفر به روز چهارشنبه را به برای سال جدید.
اما ما پر برکت. خوشا به فراتر از برکت فراتر از پر برکت. و این هیچ ربطی به با چیزهای مادی که ما شده اند نیز پر برکت. چقدر بزرگ است که حتی اگر یک مجموعه ای از پدربزرگ و مادربزرگ می تواند از آن را ندارد، پسران دو مجموعه دیگر از پدر بزرگ و مادر بزرگ را دوست داشت که بر روی آنها و آنها را پاس داشت؟
چه بزرگ آن این است که خدایی که در جشن لذت می برد! برخوردار است که ما او را با بهره گیری از همه او به ما داده است.
خوب، که در حال حاضر به اندازه کافی. ![]()
نعمت!
هانا
آه، من تقریبا فراموش کرده! در اینجا دستور بیسکویت.
کاراکتر مادر مایل بیسکویت بالا
3 C. آرد
2 TB قند
5 قاشق چایخوری است. پودر خمیرمایه
1 قاشق چایخوری. نمک
3/4 جام کوتاه (با استفاده از میله های کره Crisco طعم.)
1 C. شیر
1 تخم مرغ زده شده
آرد، بکینگ پودر و نمک را با هم مخلوط کنید. برش در کوتاه تا زمانی که شبیه آرد ذرت. مخلوط شیر و تخم مرغ با هم، و سپس به مواد خشک اضافه کنید. مخلوط فقط به اندازه کافی به ترکیب مخلوط. خمیر محل در هیئت مدیره خوب floured و مخلوط کردن 5-15 بار. راز به بیسکویت نور است، به بیش از خمیر مخلوط پس از مایع به آن اضافه شده است. به بیسکویت و مکان بر روی یک ورقه آرامی با روکش اسپری پخت و پز پخت را کاهش دهد. پخت در 425 برای 12-15 دقیقه تا بیسکویت ها طلایی قهوه ای هستند. * نکته * بیسکویت قرار دهید نه بیش از حد به هم نزدیک و یا طبخ آنها نمی خواهند از طریق به درستی.
لذت ببرید!







































































