چیزهایی هستم یادگیری
همیشه خوب است هنگامی که شما از خدمات یکشنبه و احساس مثل شما واقعا به چالش گرفته شده است و یا برخی از قطعه حیاتی از دانش است که به زندگی خود اضافه کنید که شما به دست آورده اند. امروز یکی از اون روزها بود.
ما به کلیسا معمول ده دقیقه دیر است که بد نیست با توجه به زندگی می کنیم تقریبا یک ساعت را از شما دور است، و آن را همراه با بارش برف است. جانور جدید ما از SUV کمک کرد که در تلاش است. Anywho، کلیسا ما این است که ملاقات در دانشگاه های محلی در روزهای یکشنبه از آنجا که ما از فضا در محراب اجرا شود. چیز خوبی است که مقدار زیادی فضا برای تعداد فزاینده ای از دانشجویان که حضور هر هفته وجود دارد. چیزی که نه چندان خوب این است که آکوستیک در سالن سخنرانی کاملا وحشتناک است، و تیم بسیار پر جنب و جوش عبادت ما برای تلفن های موبایل حتی با صدای بلند و آشفته تر از آن به طور معمول می باشد. خوشبختانه، یک راهرو درست در خارج از سالن سخنرانی وجود دارد که در آن کسانی از ما که نمی خواهند به دور دمیده شود نشسته، گوش دادن و شرکت در راه است که به طور دائم طبل گوش ما صدمه بزند. آن را در راه سالن بود که دیدم یک دوست خوب که من کاملا در چند هفته صحبت کردیم چرا که او بسیار بیمار با بیماری صبحگاهی در دوران بوده است. بسیار پیش بینی و دعا برای بارداری ما این شانس را به سرعت گرفتن و صحبت کردن در مورد رونق کودک مانع رفتن در جماعت ما در حال حاضر ... که من حدس می زنم اجتناب ناپذیر است زمانی که شما یک کلیسا با جمعیت کالج 90٪ از سالمندان است. این رشد سریع کودک گاهی اوقات مشکل است برای من، به عنوان خدا ما را هنوز انتخاب شده است به من اجازه می دهد تا در آن شرکت کنند. من سعی می کنم بهترین و علاقه من به حفظ نگرش شاد، و دعا به پدر من به طور مداوم برای فضل، شادی، و توانایی واقعا به حمایت از زنان اطراف من است.
کلیسا دارای یک سنت است که، پس از عبادت، ما گرد هم در گروه های کوچک با یکدیگر دعا است. ما با بزرگان عزیزمان است که به تازگی 90 دعا. سخنان او واقعا به من زده. این مرد تشکر و ستایش خدا را آشکارا بیشتر از هر کسی می دانم، و در عین حال او خواست که خدا کمک خواهد کرد که بیشتر او را ستایش! خداوند، جو درخواست کمک خود را به ستایش؟ این واقعا قلبم را لرزاند.
چیزهایی که من یادگیری # 1: من نیاز به ستایش خدا بیشتر.
پس از دعا، چارلی بلند شد و خطبه قبل از ارائه داد. بله، ما موعظه های کوچک در تمام طول خدمات ما است. من آن را دوست دارم. خیلی چیزهای حقیقت بیش از همه. چارلی صحبت در مورد چگونگی ما نیاز به زمان ما با خدا جرم، و از او تشکر کنم که او در حال کار چیزی در زندگی ما و قلب. خدا ما را می داند آنچه در حال انجام است، و زمانی که ما در حال جرم، او در تلاش است تا ما دراز است. من قطعا خدای من جرم شده به تازگی. تعداد بسیار بسیار زیادی از آنچه من درک نمی کنم. بنابراین، خدا در ایجاد اعتماد ... چقدر می تواند به من اعتماد او در حال حاضر؟ که متناسب به خطبه پاستور جان مثل استعداد است. تا چه حد می تواند با خدا به شما اعتماد کرد؟ من برای این چیزهایی که من می خواهم آنقدر آماده نیست؟ آیا این مادران جوان دیگر آماده است؟ ببینید، که به جرم بیرون آمدن دوباره وجود دارد. تلاش برای اعتماد، تلاش برای تبدیل شدن که باید باشم. نه بیشتر نه کمتر.
چیزهایی که من یادگیری # 2: من نمی دانم که آنچه خدا به او می کند، و من باید برای نزدیک شدن به او را برای پیدا کردن.
در انتهای کم عمق تر، شوهر من تدریس زیادی در مورد فن آوری و کیفیت. او با وبلاگ من غرق در حال حاضر، و به من گفت که او حداقل برای چند هفته آینده ... است که وقتی که من گفتم: "اوه، به طوری که بعد از آن خواهد بود اخبار قدیمی، بکند؟" و او گفت: "Absolutley! "
اما در حال حاضر، من می توانم تا آنجا که من نیاز به این چیزی که به یک شروع خوب بپرسید، و او وجود دارد برای من، جز او به مدت دو هفته می روم. BLAH!
چیزهایی که من یادگیری # 3: من دوست دارم شوهرم سکسی بزرگ مغز!
من می خواهم سعی کنید به برخی از نوشته های من برای شما نمونه، اگر شما علاقه مند است. بیشتر آنها بسیار کودک پسند، به عنوان سبک مورد علاقه من است کودک بشود. بعضی از آنها بالغ گرا، اما من سعی میکنم که به واضح به طوری که شما به طور تصادفی نمی خواند چیزی را با صدای بلند است که می تواند باشد شرم آور است.
درست است. در اینجا به یک هفته دیگر از ماجراجویی.
هانا



























































